چهارشنبه ۱ دسامبر ۲۰۱۰

...


عمق تنهايي من اينروزها زياد است.. اما اين ربطي به رفتن تو ندارد كه وقتي بودي هم كم نبود..
من هرگز نتوانستم آنطور كه بايد خودم را برايت تعريف كنم و بفهمانم من ِ درونيم كيست..
نتوانستم چهره اي كه تو دوستش داشتي را كنار بزنم و خودم را برايت شرح دهم تا بداني آنچه ميبيني شايد ته قلبت را پر نكند..
با تو نبودم اما بدون تو هم نميتوانم..يا نميتوانستم! زمان فعل هايم را گم كرده ام..نميدانم هستي..بودي..خواهي بود يا براي هميشه رفته اي..اين را نميدانم..
تنها چيزي كه ميدانم اين است كه تاوان هر چيزي ميتواند سنگين تر از كليت وجودت باشد..
 من آدم لحظه هاي تعهد نيستم. آدم قيد و بند نيستم..آدمي نيستم كه بتوان روي ماندنش حسابي باز كرد..اسمش را هر چه كه ميخواهي بگذار..بگذار خودخواه..من .آدمي هستم كه تورا براي خودش ميخواست..براي توخالي هاي ذهنش..براي لحظه هاي ثبت نشده ي احساسش..براي زماني كه وقت دلتنگي اش كنارش باشي.. وقتي دلش خواست لاي بازوانت مچاله شود.. انگشتهايش را به انگشتانت گره بزند و بخواهد فشارش دهي..
من آدمي نيستم كه سردرگمي اش را با تو شريك شود. پوچي اش را داد بزند.. تو را در منجلابِ فكري ِ خودش غرق كند..گرفتار كند..نميتواند.. نميتوانم..
احساس خلا ميكنم.. روزهاي بي تو بودن چنان ميگذرد كه حتي حسش نميكني...

3 نظرات:

سلمان گفت...

چرا اینو "ایتالیک" نوشتی؟

Phoenix گفت...

8.3 ثانیه..آدرسم اینه :
http://notewrites.wordpress.com/
به این گوگله توجه نکن D:

یلدا گفت...

چه جالب. سوال من هم سوال سلمان بود.
چرا ایتالیک ؟

چهارشنبه ۱ دسامبر ۲۰۱۰

...


عمق تنهايي من اينروزها زياد است.. اما اين ربطي به رفتن تو ندارد كه وقتي بودي هم كم نبود..
من هرگز نتوانستم آنطور كه بايد خودم را برايت تعريف كنم و بفهمانم من ِ درونيم كيست..
نتوانستم چهره اي كه تو دوستش داشتي را كنار بزنم و خودم را برايت شرح دهم تا بداني آنچه ميبيني شايد ته قلبت را پر نكند..
با تو نبودم اما بدون تو هم نميتوانم..يا نميتوانستم! زمان فعل هايم را گم كرده ام..نميدانم هستي..بودي..خواهي بود يا براي هميشه رفته اي..اين را نميدانم..
تنها چيزي كه ميدانم اين است كه تاوان هر چيزي ميتواند سنگين تر از كليت وجودت باشد..
 من آدم لحظه هاي تعهد نيستم. آدم قيد و بند نيستم..آدمي نيستم كه بتوان روي ماندنش حسابي باز كرد..اسمش را هر چه كه ميخواهي بگذار..بگذار خودخواه..من .آدمي هستم كه تورا براي خودش ميخواست..براي توخالي هاي ذهنش..براي لحظه هاي ثبت نشده ي احساسش..براي زماني كه وقت دلتنگي اش كنارش باشي.. وقتي دلش خواست لاي بازوانت مچاله شود.. انگشتهايش را به انگشتانت گره بزند و بخواهد فشارش دهي..
من آدمي نيستم كه سردرگمي اش را با تو شريك شود. پوچي اش را داد بزند.. تو را در منجلابِ فكري ِ خودش غرق كند..گرفتار كند..نميتواند.. نميتوانم..
احساس خلا ميكنم.. روزهاي بي تو بودن چنان ميگذرد كه حتي حسش نميكني...

3 نظرات:

سلمان گفت...

چرا اینو "ایتالیک" نوشتی؟

Phoenix گفت...

8.3 ثانیه..آدرسم اینه :
http://notewrites.wordpress.com/
به این گوگله توجه نکن D:

یلدا گفت...

چه جالب. سوال من هم سوال سلمان بود.
چرا ایتالیک ؟