به نظرت چرا من شبا حالت نرمال خودم رو از دست میدم؟!
تا عصر خیلی خوب و سرحال و مثبتم! عصر یکم حال و هوام عوض میشه و با اینکه خودم میدونم اوضام داره فرق میکنه ولی به روی خودم نمیارم و ندید میگیرم! شب دیگه رسما کرکره رو میکشم پایین! میشم یک موجود دیگه! یک انسان دیگه! یک تفکر دیگه! و این موجودیت تا صبح ادامه داره! کافیه تکیه بدم به صندلیم..یک نور ضعیف با یه موزیک ملایم..با یک پنجره ی نیمه باز و نسیم خنک..
سرم رو بین دستهام میگیرم.. فشارش میدم ولی بیشتر از این دیگه نمیتونم.. چشمامو میبندم..نفس عمیق میکشم و در درون خودم غرق میشم..
سه روزه که بی وقفه بارون میباره..
***
*ماییم که از باده ی بی جام خوشیم ** هر صبح منوریم و هر شام خوشیم!
گویند سر انجام ندارید شما ** ماییم که بی هیچ سرانجام خوشیم!